بررسی چرایی کمرنگ بودن مشارکت مردم در مدیریت محله
مشاور: مهدی سلیمانی
یافتههای پژوهشی در مرکز مطالعات شهرداری تهران نشان میداد که مشارکت شهروندان در «برنامۀ مدیریت محله» که توسط شهرداری اجرا شده، کمرنگ است. این موضوع با انتظارات اولیۀ «برنامۀ مدیریت محله» سازگاری نداشت و به همین خاطر دغدغۀ شکلگیری پروژۀ «آسیبشناسی و تبیین روشهای تحقق اهداف جامعه محوری و مشارکت در سطح مدیریت محلۀ شهر تهران» پیرامون این یافته، به وجود آمد. در قالب این پژوهش به این مساله پاسخ داده شد که چرا شهروندان در مدیریت محله کمتر مشارکت میکنند و چگونه میتوان اهداف جامعهمحوری و مشارکت را در مدیریت محله تحقق بخشید.
این پژوهش دو مرحلۀ کلی داشت: مرحلۀ «پژوهش نظری» و مرحلۀ «پژوهشِ میدانی در محلات». در بخشِ پژوهش نظری قرار بر این شد تا بر روی مفاهیمی چون مشارکت و جامعهمحوری، کار مطالعاتی صورت بگیرد و در کنار آن تجارب مرتبط داخلی و خارجی در این حوزه بررسی شود. در این مرحله قرار بود بگوییم اگر مشارکت، جامعهمحوری و روششناسی مشارکتی بخواهد اتفاق بیفتد، چه مدلها و الگوهایی میتواند داشته باشد. مرحلۀ دیگر قرار بود در دلِ کارِ میدانی اتفاق بیفتد. اینکه ببینیم در میدان عمل میان مردم و مدیریت محله چه مناسباتی برقرار است، مردم چه سهمی در تصمیمگیریهای مدیریت محله دارند، چقدر اتفاقات و تغییراتی که در محله رخ میدهد با خواسته و نیاز ساکنان آن متناسب است، معیارهای کار مشارکتی از نگاه بازیگران مختلف چیست و اگر مشارکت میان مردم و نهادهایی همچون شورایاری و سرای محله کمرنگ است، دلایل آن چیست؟ در آخر هم قرار بود نتایج کار نظری و کار عملی را با هم تطبیق بدهیم و ببینیم شکلگیری چه جریان و شیوۀ عملی در مدیریت محله باعث میشود که مردم نقش پررنگتری در مدیریت محله بازی کنند. برای درگیرشدن اهالی در مدیریت محله چه اتفاقی باید بیفتد و شیوۀ عمل شهرداری در مدیریت محلات چگونه باشد. این پژوهش در چهار محله قیطریه، آپادانا، نارمک و نازی آباد انجام شد. در بولتن پروژه «بررسی چرایی کمرنگبودن مشارکت مردم در مدیریت محله» میتوانید فرایندی که در این پروژه طی شده است را بخوانید.